محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

293

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

مذكّران گرد آيند ، به دور أو نيز فرا آيند . مناجاتى ويژهء خود نيز دارند كه در ثلث سوم شب با آهنگ نوحه سرايان مىخوانند ، داستانى هم برايش نقل مىكنند . ميان دو نماز مغرب وعشا جامع پر مىشود ، از حلقه‌هاى فقيهان ، قاريان ، أديبان وحكيمان . من نيز با گروهى از مقدسيان به آنجا شده بودم ، گاه مىشد كه در جائى به سخن مىنشستيم ، پس از دو سو بانگ مىشنيديم كه : روى خويش به مجلس كنيد ! چون نيك مىنگريستيم خود را در مرز دو حلقه مىيافتيم . همهء مسجدهايش چنين هستند . يك بار شمردم ، يكصد وده مجلس در آنجا بود . برخى از ايشان پس از نماز عشا تا ثلث شب مىمانند . شلوغ‌ترين بازارشان پس از بازگشت از جامع است . در آنجا مهم‌تر از مجلس قاريان چيزى نيابى . البتة مجلس‌هاى بازى و [ مجلسهائى كه قرآن ] به مزد خوانند نيز هست . ايشان مانند مردم بصره هنگام خطبه خواندن بر روى جامع چتر مىكشند وهنگام جمعه گزارى بازارهايشان خلوت مىگردد . پوشاك شسته شده وكفش كار كرده كمتر مىپوشند ، گوشت كمتر مىخورند . هنگام نماز ، با سرفه اشاره مىكنند . آب بيني در مسجدها به زير حصيرها مىاندازند . در روستا هنگام خرمن ، نان را براي يك سال مىپزند وخشكانده انبار مىكنند . همانند أهل شام باذهنجات « 1 » دارند ، خوشزبان ، چاپلوس وشكسته نما هستند . سوگند بزرگشان به سر خدا ! وكوچك‌تر از آن به حقّ على ! مىباشد . كلهء ما هي را دوست دارند . گويند : هنگامى كه

--> ( 1 ) در پانوشت ، از حاشيهء يك نسخه ، باذنجهات درست است .